متن در مورد غیبت و بدگویی را در روزانه بخوانید. در فرهنگ اسلامی–ایرانی، غیبت و بدگویی یکی از گناهان کبیرهای است که هم در قرآن، هم در احادیث و هم در ادبیات اخلاقی و عرفانی ما به شدت نهی شده و به آن «خوردن گوشت برادر مرده» تشبیه شده است. به همین دلیل هزاران بیت شعر، حکایت، نصیحتنامه و متن ادبی دربارهٔ آن نوشته شده است.

جملات غیبت و بدگویی
ناراحت نباش که پشت سرت حرف میزنن….
خوشحال باش که انقد مهم هستی که پشت سرت حرف میزنن😜🤙
حرفِ #مردمو بیخیال، اونا بہ هوایِ #بارونی هَم میگن خراب. . .
به بعضیا می گن از خودت بگو شروع می کنن از دیگران حرف زدن.
قبل از اینکه پشت سرم حرف بزنی…
به این فکر کن که
چرا پشت سرم موندی؟
خوشگلههه
فرشته هم که باشی،
بازم یکی پیدا میشه که از صدای بال زدنت خوشش نمیاد
پس بیخیال حرف مردم،
کاریو بکن که خودت دوست داری…
گر نباشد چیزکی مردم بازم گوه میخورن جدی نگیر!😄👍
به اُمید خدایی که بالا سَـرِ، نه بندهای که کارش حرف زدن پُشت سَـرِ. ! 😉✌🏻
هرگز
نخوری غصه “حرف دگران” را
گور پدر هر که بخواهد؛ بدمان را
پشت سرم حرف زدنت مهم نیس… مهم اینه که وقتی روم برمیگردونم لال میشی 🤫 و این بده 😉
زندگی کن
بیخیال حرف مردم
یک ساعت بعد اینکه خاکمون کردن
مردم سر ناهار ختم به فکر اینن نوشابه شون زرد باشه یا سیاه..
از وقتی نشستی پشت سر من حرف زدی
کیفیت زندگیت بهتر شد بزرگوار یا هنوز
همونجور بدبختی؟
زمانی آرامش پیدا میکنی که
بفهمی نیازی نیست به هر چیزی واکنش نشان بدهی
یا به هر حرفی جواب بدهی
دکتر انوشه راست میگه که:
‘گیرم عذرخواهی کردی واسه حرفی که زدی، با ذاتی که آشکار شد چه میکنی؟!’
با خودم حرف بزن ، نه پشت سرم !
ماخودتوجدینمیگیریمچهبرسهحرفات
تنها حرف هایی را از مردم بپذیر که به تو انگیزه و امید می دهد
و حرف های منفی شان را همان لحظه از ذهنت حذف کن!
حاجي كوه به كوه نميرسه 🗿🕷 ولي گوهي ك پشتم ميخوري به گوشم ميرسه!️
به چیزی که دلت میگه باور کن …
نه چیزی که مردم میگن …
مردم برای شکستنت …
هر حرفیو سرهم میکنن …️
عزیزم هر کاری کردی تا منو بدنام کنی حالا دیگه وقتشه خودتو بازنشست کنی چون واسه این کار زیادی خسته شدی.
ذهن های بزرگ
درباره ایده ها بحث می کنند،
ذهن های متوسط درباره اتفاقات
و ذهن های کوچک درباره مردم بحث می کنند
تا دهان مُفت و گوش ها مُفتند پشتمان حرفِ مُفت بسیار است️
به اُمید خدایی که بالا سَـرِ، نه بندهای که کارش حرف زدن پُشت سَـرِه
هرگز از حرف هایی که مردم درباره تو می گویند نگران نشو،
هیچ گاه کوچک ترین توجهی به آن نشان نده
همیشه فقط به یک چیز فکر کن : داور خداست،
آیا من در برابر او رو سفیدم؟!
بگذار این معیار قضاوت زندگی تو باشد،
تا بیراهه نروی ….

سعی کن با حرف مردم زندگی نکنی اونا اگ زندگی کردن بلد بودن ک تو زندگی کسی دخالت نمی کردن ﴿جؤن جونگ کوک﴾️
رویایِ خودتو دنبال کن☆_♡ بیخیال حرف مردم️
هر جور
دوس داری
زندگی
کن
دهن مردم همیشه بازه!
نگران حرف مردم نباش
خدا پرونده ای که مردم مینویسن نمیخونه…
هرگز
نخوری غصه “حرف دگران” را
گور پدر هر که بخواهد؛ بدمان را
به حرف مردم، چه خوب و چه بد نباید توجه کرد
چون اگه به حرف خوبشون توجه کنیم غرور و تکبر ممکنه کل وجودمونا بگیره..
اما اگه به حرف بدشون توجه کنید هزاران فکر در روز میاد توی ذهنمون…
که مثلا چرا فلانی این حرفا زده
یا…
و اینطور میشه که زندگیمون را تباه میکنیم..
برای خودتون زندگی کنید☺️✌🏻…
خیلی خوبه دیگران بهت حسودی کنن
پشت سرت حرف بزنن
یه آدم بد ازت بسازن
در کل این کارا دو حالت داره
۱: یا میخوان جات باشن نمیتونن
۲: یا میخوان بات باشن نمیتونن
عکس نوشته درباره غیبت و بدگویی
خدایا
صدای افکار مرا خاموش کن
تاصدای تو را بشنوم
خدایا مرا ببخش
آن قدر
غرق در قضاوت هستم
که فراموش کردم
قاضی تویی
به من نگو…
اونا پشت سر من چی گفتن!
بگو چرا اونقدر پیش تو
راحت بودن تا درباره ی
من حرف بزنن؟!
من فقط با شیری که جلوم نعره بکشه میجنگم
نه سگی که پشت سرم واق واق کنه افتاد؟
حرف مردم مثل موج دریاست،
اگر در مقابلش بایستی، خسته ات میکنه
و اگر با آن همراهی کنی، غرقت میکنه..
قرار نیست همه مردم شما را درک کنن
چرا که آن ها حق دارند نظر خودشون رو داشته باشند،
و شما هم حق دارید آن را نادیده بگیرید….
زمانی آرامش پیدا میکنی که بفهمی نیازی نیست
به هر چیزی واکنش نشان بدهی
یا به هر حرفی جواب بدهی
پروانه بی آزاری هم که باشی باز هم یکی پیدا میشه که از کارات ایراد بگیره و پشت سرت حرف بزنه پس گور پدر حرف مردم
نگران این نباش که دیگران در موردت چه فکری میکنند،
بیشتر مردم خیلی از مغزشان استفاده نمی کنند
هر که عیب دگران پیش تو آورد و شمرد
بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد
“سعدی”
پشتمان طرح نقشه هایی هست
پشت هر نقشه حرف بسیار است
تا دهان مفت و گوش ها مفتند
پشتمان حرف مفت بسیار است
هیچ وقت به خاطر حرف مردم زندگیتو خراب نکن…
دهن این مردم همیشه بازه…
پولدار که باشى میگن دزده،
ساده که باشى میگن بدبخته،
زیاد گردش برى میگن وله،
تو خونه باشى میگن افسردس،
شوخ که باشى میشى سبک،
سنگین که باشى میشى مغرور،
خوشگل که باشى میگن مورد داره،
مرامت مردونه باشه میگن داره دون میپاشه،
پس بذار هر چى که میخوان بگن،
خداى توست که باید تو رو قضاوت کند…
هیچ وقت به حرف هایی که پشت سرم زده میشه واکنشی نشون نمی دم. چون می دونم که تو اوج قدرتم و اون آدما توانایی روبه رو شدن با منو ندارن.
به خاط بعضیا خیلی خندم می گیره. اونم کسایی هستن که بیشتر از این که با خودم حرف بزنن پشت سرم حرف زدن.
همین که کاری به کار کسی ندارم،
همین که سرم به زندگی خودم گرمه،
همین که هر کس هر چی میگه،
با احترام ردش میکنم،
همین که دقیق میدونم پشت سرم چی میگذره،
ولی به روی خودم نمیارم،
همین ها دلیل آرامش و قشنگیِ زندگیمه…
غیبت کردی؟ لبخند بزن، همین حالا
داری گوشتِ برادرِ مردهات را میجوی.
خونش هنوز گرم است، دندانهایت قرمز شد.
فردا در قیامت همان گوشت را میآورند،
میگویند: بخور، تو که عاشقش بودی!
تو عق میزنی، آنها میخندند.
حسناتت را میریزند در بشقابِ او،
بشقاب تو پر از گناهِ او میشود.
حالا بگو ببینم، طعمِ گوشت چطور بود؟
زبانت را باز کردی و نامش را خوردی،
مثل گرگی که برهای را در غیابش میدرد.
نمیداند، اما خدا میبیند.
نمیداند، اما فرشتهها مینویسند.
فردا که او بیاید و بگوید: سلام،
تو خجالت میکشی، او نمیداند چرا.
اما خدا میداند، فرشتهها میدانند،
و آن سلام، تیغی میشود بر گلویت.
غیبت، سلامِ مسموم است.
غیبت نکن، که دیوارها گوش دارند،
حتی دیوارِ غیابِ او گوش دارد.
هر کلمهات را نگه میدارند،
فردا جلوی چشمش پخش میکنند.
تو میگویی: من نبودم،
دیوار میگوید: بودی، صدایت اینجاست.
تو میگویی: شوخی بود،
دیوار میگوید: شوخی با آبروی مؤمن،
شوخی با خدا بود.
غیبت، ضبطِ صوتِ جهنم است.
دوست داشتی بد بگویی؟
برو جلوی آینه، به خودت بگو.
بگو: من حسودم، من حقیرم،
من از خوبیِ او میسوزم.
اگر جرأت کردی این را به خودت بگویی،
دیگه لازم نیست پشت سرش بگویی.
غیبت، اعترافِ کسی است
که جرات اعتراف به خودش را ندارد.
آینه را بشکن، یا زبانت را.
غیبت کردی و خندیدی،
خندهات را نگه دار،
فردا در قیامت همان خنده را
به صورتِ سیلی برمیگردانند.
هر بار که خندیدی،
یک حسنات از تو کم شد،
یک گناه به او اضافه شد.
حالا بشین و گریه کن،
تا شاید اشکت خندهات را بشوید.
اما نمیشوید،
چون او هنوز نمیداند چرا گریه میکنی.

متن معنوی درباره غیبت
گفتی: فلانی بد است.
خدا گفت: تو بدتر شدی،
چون آبرویش را خوردی.
گفتی: راست گفتم.
خدا گفت: راست هم باشد،
اگر او نباشد، حرام است.
گفتی: همه میگویند.
خدا گفت: همه جهنمی شوید،
تو هم همراهشان.
غیبت، بلیطِ دستهجمعیِ جهنم است.
غیبت مثل خوره است،
آرام میخورد، کسی نمیبیند.
اول آبروی او را میخورد،
بعد وجدان تو را،
بعد رابطهها را،
بعد جامعه را.
وقتی همه پوسیدند،
میگویی: چرا همه چیز خراب شد؟
خوره میگوید: من فقط یک کلمه بودم،
تو هزار بار تکرارم کردی.
حالا دیگر دهانی نمانده که بگویی متاسفم.
به جای غیبت، دعا کن.
بگو: خدایا او را بهتر کن،
اگر عیب دارد.
بگو: خدایا مرا بهتر کن،
چون من غیبت کردم.
دعا بال میدهد،
غیبت زنجیر میشود.
یکی به آسمان میرود،
یکی به زمین میخورد.
تو کدام را انتخاب میکنی؟
غیبت کردی؟
برو پیشش، بگو: ببخشید،
دیشب گوشتت را خوردم.
اگر خندید و گفت: نوشِ جان،
تو پاک شدی.
اگر گریه کرد،
تو برای همیشه نجس شدی.
غیبت، گناهی است که
فقط با رضایتِ قربانی پاک میشود،
نه با توبهٔ تو.
آخرین کلمهام این است:
اگر زبانت را نگه داری،
خدا در قیامت زبانت را
به جای همهٔ اعضای بدن حساب میکند.
اگر زبانت را رها کنی،
خدا همهٔ اعضای بدن را
به حساب زبانت میآورد.
انتخاب با توست:
یا زبانت نجاتت دهد،
یا همهٔ بدنت بسوزد.
غیبت، آتشِ زبان است،
و زبان، کلیدِ بهشت یا جهنم.
غیبت کردی؟ همین حالا گوشتِ لبِ خودت را گاز بگیر.
دردش را حس کردی؟ همین درد را به او دادی،
ولی او در خواب بود و نفهمید.
فردا که بیدار شد، زخم را دید،
تو خندیدی و گفتی: مگس نشست!
مگس، خودِ تو بودی.
حالا زخمِ او خوب میشود یا نه،
ولی جایِ دندانِ تو تا قیامت روی روحش میماند.
غیبت مثل تف کردن در چاه است.
تفِ تو پایین میرود،
یک روز که تشنه میشوی،
همان آب را مینوشی.
میگویی: چرا اینقدر شور است؟
چاه میگوید: چون تو نمکِ آبروی دیگران را ریختی درونم.
غیبت، چاهِ خودساختهٔ خودت است.
دیشب در خواب دیدم قیامت شده،
همه لخت و عریان ایستادهایم.
هر که غیبت کرده بود،
بدنش پر از جایِ دندان بود.
یکی پرسید: اینها چیست؟
گفتند: هر دندان، یک غیبت.
تو که همیشه میگفتی «من فقط یک بار گفتم»،
بدنت شبیهِ غربال شده بود.
بیدار شدم، هنوز عرق میکنم.
غیبت، قتل با تأخیر است.
شمشیر میزنی، او هنوز نفس میکشد،
اما آرام آرام میمیرد؛
اول آبرویش، بعد اعتمادش، بعد روحش.
تو قاتلِ حرفهای شدی،
چون هیچکس جنازه را نمیبیند.
تنها خدا جنازه را میبیند،
و تو را با دستهای خونآلود میگیرد.
به مادرت بگو: امشب پشت سرم غیبت کن.
ببین چطور دلت میسوزد.
حالا بدان هر بار که پشت سر کسی غیبت میکنی،
مادری، پدری، فرزندی، همسری،
دقیقاً همین آتش را در دلش روشن میکنی.
غیبت، آتش زدنِ خانهٔ دیگران است،
وقتی خودت در آن خانه مهمان بودی.

غیبت کردی و گفتی: «من فقط نقل کردم».
خدا گفت: تو پستچیِ شیطان شدی.
نامهٔ زهرآلود را گرفتی،
به دیگری رساندی.
پستچی هم شریک جرم است.
حالا مزدت را بگیر:
یک پاکت پر از گناه،
بدون قبضِ توبه.
اگر عیبِ او را میبینی و نمیتوانی سکوت کنی،
برو جلوی آینه، عیبِ خودت را بگو،
تا وقتی صدایت درنیامد.
اگر صدایت درنیامد،
یعنی هنوز وقت داری زبانت را ببندی.
غیبت، بیماریِ کسانی است
که عیبِ خودشان را درمان نمیکنند،
عیبِ دیگران را پخش میکنند.
غیبت مثل ویروس است؛
اول یک نفر میگیرد،
بعد همه میگیرند.
درمانش فقط یک چیز است:
همه ساکت شوند.
اگر تو ساکت شوی،
زنجیره قطع میشود.
اگر تو ادامه دهی،
همه مریض میمانند.
تو الان در دستِ توست
که شفای یک جمع باشی،
یا قاتلِ یک جمع.
وقتی غیبت میکنی،
فرشتهٔ چپ میگوید: بنویس!
فرشتهٔ راست میگوید: ننویس، شاید توبه کند.
اگر توبه نکنی،
فرشتهٔ چپ میخندد و مینویسد،
و فرشتهٔ راست گریه میکند.
یک روز که نامهٔ اعمالت را میدهند،
میبینی بیشترش با خنده نوشته شده.
غیبت، خندهٔ شیطان روی کاغذِ عمل توست.
امشب قبل از خواب،
یک بار نامِ همهٔ کسانی که پشت سرشان حرف زدی را بگو،
و برای هر کدام یک «استغفرالله» بگو.
اگر تا صد رسیدی و خسته شدی،
بدان که فردا در قیامت
صد سال طول میکشد تا حسناتت را به آنها پس بدهی.
غیبت، وامِ سنگینی است
که با مرگ سررسید نمیشود،
با بخششِ آنها سررسید میشود.